آدمهای نشانه دارم رو در پست های باعنوان همه عشق های من معرفی کردم ولی چون بنا به بازی وبلاگیست باید بازم یه چیزهایی بنویسم.آدمهای نشانه دار من زیادن ولی اصلیاشون رو میگم:
دکتر غلامحسین دینانی که وقتی حرف میزنه من حتی صرف نظر از حرفاش از نوع صحبت کردنش خوشم میاد.از چهره ی اساطیریش خوشم میاد.دکتر شریعتی که شخصیت چندوجهیش منو درگیر خودش کرده؛محمدرضا فروتن،رضا کیانیان،امین که خیلی چیزا به تیپ و قیافش نمیاد ولی همه شو داره مثل مرام و معرفت،محمد پسردایی که از وقتی یه کم دغدغه مند شدم کمکم کرد پرت نشم نه از اینور نه از اونور و بسیار ماهرانه بلده کاری کنه که تو خودت براش حرف بزنی بدون اینکه اون ازت بخواد و خیلی های دیگه که باید رجوع شود به:اینجا و اینجا و اینجا.

با تشکر فراوان از همه دوستان بخصوص:ممد مجیدزاده،حمید مهاجرینی،علی مجد،کاظم امجدی و کمک های بی دریغ هادی مجیدی که باهام طمع خیلی چیزهارو چشیدم در این مدت.امیدوارم تلاش ها نتیجه ی خوبی داشته باشه.راسی چهارشنبه ساعت ۱۸هم نشیت وبلاگ نویسان قمی با حضور مدیر پارسی بلاگه که اونم تو سازمان در سالن کنفرانس برگزار میشه.از تمام دانشجویان قمی و وبنویسان قمی دعوت بعمل میاورم.
*وبلاگم سه ساله شد،امشب پر از خاطره و سوتی های نوشتاری ام.
چند روز پیش که سر همین گردهمایی با یکی از نمایندگان قم که اتفاقا روحانی هم بود،ملاقاتی داشتیم.وقتی رفتیم پیشش نگاهی به دستم انداخت و گفت دستون چی شده؟مجبور به دروغ شدم گفتم توپ خرده.خودش با زیرکی گفت توپ خورده یا اینکه... بعد با ایما و اشاره ادای باتوم رو درآورد.می خواستم بش بگم حاج آقا شما که میگید کسی کتک نخورده این حرفا چیه؟نظام ولایت مدار و این حرف؟!
حرفمو خوردمو رفتم سراغ موضوع اصلی.
شاید اوایل هفته بعد بریم ملاقات لاریجانی،یه چیزی بدجوری قلقلکم میکنه.اینکه بش بگم:آقای لاریجانی شما سه شنبه کمیته تشکیل دادید واسه بحث تجاوز به بازداشتی ها و چهارشنبه نتیجه اعلام کردید؟!چی شد گویا فشار رجانیوز اثر کرده!
کاش میتونستم اینارو بش بگم.
تو این شرایط دم به دم باید دستمو عسل مال کنم،دکتر جان بخیه کش فرموده اند عسل بزار روش.
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت كنند
تو كشته شدى
ملتى زنده به گور مى شود.
ببين كه چه آرام سر بر بالش مى گذارد
او كه پول مرگ تو را گرفته
شام حلال مى خورد.
...
این روزها با اشعار و صدای شمس لنگرودی بسر میشود.اشعاری از جنس غصه های همه ی ما،اشعاری که با صدای پر از غصه ی شاعر به قلب آدم رسوخ میکنه،پیشنهاد میکنم شما هم بشنوید.تازه آشنا شدم با شاعرسبز ولی انگار مدتهاست میشناسمش مخصوصا صدایش را،این تنها قسمتی از اولین مرثیه ی ایست که برای روزهای داغ تیر سروده،22مرثیه در تیر ماه.

آقا جان سلام
این بار عرض شکایت به محضر شما آورده ام.
آقا جان مگر نمی بینید که پوستین وارونه به تن اسلامی که ریشه اش از خون پاک پدرانتان آبیاری شده،کرده اند و معاویه وار احکام حکومتی صادر می کنند؟!جانم بفدایت مگر نه اینکه دین جدتان دین عطوفت است،پس چرا سیاه چاله های عباسی رو به نظاره نشسته اید؟!آقا جان منتظریم که بیایی و این چهره ی اموی عباسی را از چهره ی اسلام محمدی که سرشار از محبت است بزدایی،منتظریم همانطور که وعده داده شده بیایی و انتقام خون مظلومان و آزادمردان جهان را از دیو سیرتان تاریخ بستانی،منتظریم تا با آمدنت به چاپلوسان بی تفکر،درس اندیشیدن دهی،منتظریم تا...
می دانم که بی شک قلب شما این روزها بیشتر از هر کسی برای یاری رساندن به دین حق بی تابی میکند،آقا جان چه کنیم که این روزها فرشته ها دعاهایمان را بگوشش نمی رسانند.
تقریبا یک ساعت قبل از مغرب جمکران بودیم،بازهم با امین.گفتیم نماز جماعت بخونیم و بریم.اذان که تمام شد مکبر اسم امام جماعت رو گفت:..نوری همدانی. حالم گرفته شد،هرچه سعی کردم استدلالی برای نماز خوندن پشت سرش گیر بیارم نشد.سریع اومدیم بیرون و نماز رو خودم خوندیم.هنوز هم موندم که درست عمل کردم یا نه ولی مهم نیس چرا که اون موقع به این نتیجه رسیدم که پشت سر کسی که به قاتل تبریک میگه نایستم.جمکران حسابی شلوغ بود.جو گیر شدیم و برعکس همه ما،برگشتنه رو پیاده اومدیم.چیزی بیشتر از دو ساعت راه رفتیم.توی راه صحنه ها و رفتار هایی رو از بعضی از همسن و سالام میدیدم که.... . بگذریم.امیدوارم فردا روز ظهورش باشد و مارا از دست این بنی امیه ی دوران نجات دهد،آمین.
از وقتی تحمیق مردم بدست نایب! رو دیدم،یه چیزی تو مخم نمیره.اینکه حضور افرادی چون رضازاده،قطبی،واحدی،جهانگیر الماسی،شریفی نیا و ... در این مراسم چه مناسبتی داشت؟ آیاحکومت در پی مشروعیت بخشیدن به خود از طریق این شخصیت هاست در حالیکه افراد بلند پایه نظام چون هاشمی،خاتمی،ری شهری و گویا ناطق نوری مراسم تحمیق رو بایکوت کردن؟!به نظر من این هم نشونه ی دیگریست از قبول شکست کودتاچیان؛امروز با آوردن شخصیت های نسبتا مشهور نه محبوب قصد ایجاد مشروعیت در اذهان عمومی رو دارن درحالیکه دیروز.اعلام میکردن مشروعیت نظام از مردم نیست،امروز مفتضحانه بدنبال جلب حمایت مردم با این ابزار بچگانه هستن.راسی این آقای شریفی نیا همانی نیست که رجانیوز او را عضو مجاهدین خلق خوانده بود؟انقلاب را چه شده که منافقین موجب ثبات رهبری و دولت محبوبش شدن؟!
*امشب در خیابان دست فروشها سی دی دادگاه ابطحی میفروختن!
این روزها زمستان است
زمستان است و امشب،شب چله
بیشتر از پیش،زمستان قدرت نمایی میکند
شب چله هم میگذرد
و چه اندک اند که باور ندارند،زمستان رفتنی است
بهار می آید
به شکوفه های نشکفته ی مان سوگند
بهار می آید
*جهت احترام به حقوق مولفین:این تیکه آهنگایی که نوشتم،شاید درست نباشه ولی یه همچین چیزایی میخوندن
*امین عشق فیلمه؛اون گفت بریم خاک آشنا چون استاد کیانیان توش بود؛ولی خودش از بی خود بودن فیلم و خستگی خوابش برد.
با سلام و عرض ارادت خدمت خداوند مهربان
نقطه سرخط
این روزها که انگار پاک مارو فراموش کردی
نقطه سرخط
پس حداقل بخاطر دینت و اون آقایی که این روزا به نامش بکام معاویه آدم میکشن یه کاری کن
نقطه سرخط
مگه نه اینکه بنده ی خالص ات خبر داد که حکومت بر ظلم نمیماند
نقطه سرخط
پس چرا حالا که حکومت بنام تو ظلم میکنه به فریاد ما گوش نمی کنی
نقطه سرخط
خودت عالم کلی و از همه چی خبر داری سخنم کوتاه:به فریادمون برس
نقطه پایان
خدا نکنه ما به چیزی علاقه مند بشیم.از دوران دانشجویی اول که تازه دلستر بهنوش مد شده بود و حسابی توی خوابگاه
فراگیر،من ازش خوشم نمیومد.بعدها گذشت و ایستک به بازار وارد شد و در بین جوانان پرشور همه گیر شد ولی من از این یکی ام خوشم نمی اومد.نمی دونم شاید چون فراگیر شده بود.چند سالی گذشت تا اینکه مارک جدیدی به آرامی وارد بازار شد.بدون جو و خیلی آهسته توی یخچال عمودی های سوپرمارکت ها جا باز کرد.دوران انتخابات بود و ما هم پیاده روی های شبانه با امین رو ادامه میدادیم.اهل دود و دم نبودیم و دنبال یه چیزی واسه خالی نبودن دست تو پیاده روی هامون میگشتیم.قرار شد هوفنبرگ رو تست کنیم.همون بار اول دیوونه اش شدیم.چندباری مجبور شدیم راهمون رو دور کنیم تا هوفنبرگ بزنیم.آخه یه دفعه بجای هوفنبرگ،ایستک زدیم و کلی حالمون بهم خورد.این شد که شدیم معتاد هوفنبرگ.نمی دونم شایدم بخاطر علاقه ی من به زبان آلمانی باشه،ولی هرچی که هست منو دیوونه کرده.امشب بعد از چند هفته با امین رفتیم پیاده روی،قبلا هدفمون پیاده روی و حرف زدن بود،حالا هدفمون هوفنبرگه؛دیدیم جا تره و بچه نیس،یه مارک جدیدی بنام ویکتوری بجای عشق ما نشسته.خر شدیم امتحانش کردیم از ایستک هم افتضاح تر بود.کلی مغازه رفتیم ولی از هوفنبرگ خبری نبود.بالاخره بعد از جستجوی فراوان پیداش کردیم،اونم پرتغالیش که منو میکشه.همیشه بعد از نوشیدن شیشه شو میشکوندیم،بخصوص بعد از تقلب بزرگ تا خودمونو خالی کنیم(در محلی که موجب آزار مردم نشه)؛اما این بار امین شکست ولی من نه.آخه میخام یادگاری نگه اش دارم شاید دیگه هوفنبرگ گیرمون نیاد بخوریم!
نائب امام را اطاعت نکرده تا اینکه رهبری نامه رو علنی کرد؛و البته پس از اینکه خود اسفندیار استعفا داد؛محمود استعفای مشایی رو پذیرفتو عملا رهبری رو بحساب نیاورد والبته در جواب نامه ی رهبری به دو خط بسنده کرد،اونهم با لحنی بسیار تامل برانگیز!نمیدونم آقای یزدی که بخاطر لحن نامه ی هاشمی به رهبر یه مشت طلبه ی جیره خور رو به خیابون کشوند،این روزها داره سهام کدوم شرکت رو بالا میکشه که حواسش به این لحن نبود!روی صحبتم با افرادیه که ادعای ولایت دارن،خواهشا تکلیف مارو مشخص کنید،مراد شما محموده یا رهبر؟کدوم اولویت دارن؟وقتی محمود نامه ی رهبرو بحساب نمیاره تا علنی بشه،آیا ولایت مداره؟اگر رهبری روزی اعلام کنه محمود خائنه،شما حرفشو قبول میکنید یا به هواخواهی ا.ن بلند میشید؟خواهشا جواب بدید.
*امروز جانبازی در بنیاد جانبازان قم خود سوزی کرد،لینکش در پیوندهای روزانه موجوده.
*از خیابان سمیه رد میشدم دیدم ساختمان موسسه فقه که واسه دفتر آقای لنکرانیه با اینکه هنوز راه اندازی نشده توسط ده ها نورافکن رنگارنگ تزئئین شده؛اینا اسراف نیست؟
به نظرم این بازیی بیش نیست و چندین جهت داره:1-این روزها که او به شدت در میان حوزویان قدیمی و اهل علم بویژه مراجع تنهاست و به شدت زیر سوال رفته با ابزاری به نام عزل مشایی در پی جلب نظر مراجع برمی آید.
2-او فهمیده که مردم این بار کوتاه نخواهند اومد،محمود رو در راه سلطنت خود قربانی میکند به این ترتیب که محمود یا مشایی رو عزل نمی کنه یا بعد از عزل پست کلیدی دیگه ای بهش میده و اینجوری رهبر فریاد عدم اطاعت از امر نائب امام زمان(عج) بر می آورد و محمود رو به زیر میکشند و تقلب در انتخابات رو می پذیرند.
3-با طرح این مسئله ی انحرافی تا حدی موضوع تقلب رو از اذهان دور میکنن.
هرکدوم از موارد یا حتی موارد دیگه ای مدنظر باشه مهم نیست چراکه شکافی که سالهاست بین حوزه و رهبری بوده این روزها نمایان شده و علمای قم که بیشترشون ولایت فقیه رو قبول ندارن و یا حداقل به این سبک و سیاقش رو نمی پسندد،این روزها در قبال ملت خود مسئولیت خطیری را حس میکنند.امیدوارم مرجعیت شیعه همانند همیشه با مردم باشه نه با حکومتی که با نام علی(ع)،افکار معاویه را پیگیری میکند.هرچند احتمال مورد دوم خیلی کمه چرا که مردم هدفشون محمود نیست و با این بازی ها گول نمی خورن.نکته جالب اینه که تاریخ نامه او به محمود برای 27م بوده ولی ا.ن زیر بار حرف او نرفته.
ب-این روزها بدترین مسئله برای من اینه که کسانی دارن واسه انقلاب سر و دست میشکونن که سابقه ای در انقلاب ندارن هیچ،شائبه ی نامه های مخفیانه شون به شاه در مورد امام(ره) هم در بین مردم هست.آقای مصباح که انسان های با ایمان و صادقی را دیده ام که خود از زبان ایشون شنیدن که رساله ی امام(ره)رو نجس میدونستن،این روزها سفیرانی از جنس جنتی و یزدی برای افکارشون پیدا کردند و داعیه حفظ انقلاب دارند.
و جالب اینکه سلطنت طلبان دینی این روزها متوجه ی عدم حمایت مردم از خود شده اند و چپ و راست اعلام میکنند که«حکومت اسلامی مشروعیتش را از مردم نمیگیرد».این معنایی جز قبول شکست داره؟
وقتی اینها رو شنیدم یاد رسول الله(ص)افتادم که همیشه از مشورت با مردم استفاده میکردند و حتی زمانیکه اکثر مردم نظری رو اعلام میکردن هرچند منجر به شکست سپاه اسلام میشد،ایشان تن به نظر امت می دادند،به طور مثال در جنگ بدر مردم رای به جنگ بیرون از شهر دادن و رسول مهربانی رای به مواجهه در داخل شهر و در آخر ایشان رای مردم را پذیرفتند.ولی این روزها کسانیکه ادعای نائب فرزند او را دارند خود را از مردم جدا میداند و نظر خود را بر عموم مسلمانان واجب الاطاعه میداند،پس نعوذبالله شاید ریسمان مشروعیت الهی ایشان از پیامبر(ص)هم ضخیم تر است!