تبليغاتX
دغدغه دارم،پس هستم

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:18 توسط |

3 

4

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:11 توسط |

چند شب پیش بعد از مدت زیادی که منتظر اتوبوس بودم بالاخره اتوبوسی از دور نمایان شد.چشمتون روز بد نبیند اتوبوس جای سوزن انداختن هم نداشت،هر طوری بود سوار شدم(نتیجه این که ازسوزن هم کمتر جا می گیرم)خلاصه بعد از کلی ترافیک رسیدیم به بلوار امین،ایستگاه مسجدالمهدی که ایستاد متوجه شدم بیشتر افرادی که دارن پیاده می شن غیر ایرانی اند،اینجا بود که با یک نگاه متوجه شدم بیشتر مسافرین(البته آقایون)غیر ایرانی اند و دارن با زبان مزخرف خودشون که فکر می کنم هندی بود صحبت می کنن،چند تا ایستگاه بعد یعنی سر شهرک سالاریه تمام این اجنبی ها پیاده شدند،آخه اونجا واسه اینا دانشگاه زدند،مثلا برای درس دین خوندن،نمی دونید که چه امکاناتی به اینا می دن. کافی یه چند دقیقه توی بلوار امین بچرخی تااین کثافتهارو ببینید که مشغول همه جور غلطی هستند و حتی بسیجیا هم نمی تونن بشون چیزی بگند.فکر نکنید من از جا نبودن توی اتوبوس حالم گرفته است نه من از این دارم گر می گیرم که جوونای ما دارن از فقر وبی پولی توی جوبها می میرندو حتی دیگه خدا رم قبول ندارند چه برسه به اسلام، بعد پول ما صرف این اجنبی ها بشه، کاش آدم بودنو واقعا برا اسلام اومده بودن که تازه اینم دلیل نمی شد. بابا همین پولی که صرف این جاسوسها می کنن رو صرف فرهنگ سازی جوونای ایران خودم بکنن وضعیت دین وفرهنگمون خیلی بهتر از این می شد. توی قم شاید بیش از ۵مدرسه یا دانشگاه هست که فقط مال اجنبی هاست موسسه هاشئنم حالا بیخیال می شیم.نمی دونید وقتی من این اجنبی ها رو می بینم چه حالی می شم.چند سال پیش یکی از دوستان از یه هندی شنیده بود که می گفت من خرج خانواده ام رو هم از اینجا می فرستم.خدایا خودت به فریادمون برس

 اللهم عجل لولیک الفرج  

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:11 توسط |