تبليغاتX
دغدغه دارم،پس هستم
از صب که قرار شده فردا بریم اونم با اوتوبوس مادرجان گیر دادن که پاشو لباساتو جمع کن،پاشو به فلانی زنگ بزن و خلاصه کلی از این خرده فرمایشات.هرچند تقریبا مثل هرروز تا همون ظهر خوابیده بودم،بعدشم شروع کردم به خودن«کافه پیانو»که بدجوری رفتم تو حسش،حالا هی مادرجانمان فریاد برآورده که پاشو الان موقع کتاب خودن نیست!و باز جواب میدم:نمیتونم نصفه ولش کنم تا ی هفته بعد،باید تمومش والا کل سفر حواسم بهشه!کتاب فوق العاده ای بود.بعد از تموم شدن کتاب به کلی آدم زنگ زدم نه اینکه بخام بگم حالشونو نداشتم ولی فضای سنگینی تو این خداحافظی ها و حلالیت طلبیدن ها حاکم بود که حالمو بد کرد.می خواستم از دوستام اس ام اسی حلالیت بطلبم ولی دلم نیومد بعد از مدتها به این بهونه صداشونو نشنفم.هرچند شارژ گوشیم مجبورم کرد با بعضی ها اسی خداحافظی کنم.امروز اتفاقی هم افتاد که فکرشم نمی کردم ولی به شدت می ترسم از این اتفاق!خلاصه اینکه فردا یعنی همین امروز ظهر عازم می شیم،پس فردا هم که از مرز رد می شیم،از تمام دوستان میخوام که حلالم کنن و اگر گاهی تندی کردم منو ببخشن؛کمک کنید بار گناهام سبکتر بشه تا بتونم تو حریمشون راحت تر اوج بگیرم.از اونجایی که میدونم واسشون مهم نیست کی طلب میکنه و کرمشون بیشتر از اینه که به خوبی و بدی ما نگاه کنن،به خودم جرات میدم که بیاد تموم جوونای ایران بخصوص اونایی که تو این مدت با ظلم مبارزه کردن باشم،بیادشهدامون،بیاد زندانیامون،بیاد زخمی هامون،بیاد همه،حتی اونایی که در خوابند و شاید بشه بیدارشون کرد.مگه میشه آدم بره سراغ کسیکه زندگی خودشو خانواده شو بخاطر مبارزه با ظلم به مخاطره انداخته ولی یاد مبارزان امروزی نبود؟!

تمام سعی ام رو میکنم که از اونجا هم آپ کنم و همراه با عکسهایی که میگیرم.

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:58 توسط قنبیت |

توی این مدت بهتر از همیشه به خیرالماکرین بودن خدا رسیدم.موردای زیادی بوده که مکر کودتاچیان رو نشون داده به طور مثال:

۱-نخوندن عددهایی که کامران دانشجو در روز 23خرداد تو تلویزیون میداد با عددهایی که قسمت های قبل داده بود!آمار رضایی کم شد،بعد از 25میلیون رای یک باطله هم نداشتیم.

۲-اشتباه در حاصل جمع آرا در وبسایت رسمی وزارت کشور!

۳-سوتی محصولی درباره ی دلیل کم آوردن تعرفه در مدارسی که محل اخذ رای بودن،محصولی گفت:چون یکی از کاندیداها خواسته بود حامیانش برن مدارس رای بدن،مدارس تعرفه کم آورد.این یعنی اینکه خودشون حضور مردم رو برای رای دادن به میرایران قبول دارن!

۴-برگه های نو و تانخورده ای که توسط شورای نگهبان موردبازشماری قرار گرفت!

۵-چاپ نامه ی دختری15ساله در کیهان،«آقای کروبی من یادم نمی آید که کسی به هنگام انتخاب آقای خاتمی کسی به صراحت صحت انتخابات را زیر سوال برده باشد.نه یادم نمی آید...»این درحالیه که اگر منظور بی اطلاعی بوده باید بعد از«زیر سوال برده باشد» جمله ی«یا نه»رو اضافه می کرد!و همچنین با تاکیدی که مثلا بعد از تفکر و مرور خاطرات است،میگوید:«نه یادم نمی آید» که این هم نشون میده منظور بی اطلاعی نیست!

مورد آخرو واسه آدمایی توضیح دادم که عاشق به خواب زدن خودشونن.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 1:25 توسط قنبیت |

سالگرد دوم خرداد همین سال بود که برای اولین بار دیدمتان.تن نحیف و صدای پر از بغض شما در همان لحظه اول من رو از خودم دور کرد.من نسل سومی که کمتر حضور مردی در دوران خودم رو درک کردم،مرد به معنای واقعی،کسیکه برای عقایدش و برای تئوری اش ترور می شود،تخریب می شود ولی بازهم از عقاید خود دست برنمی دارد،بلکه استوارتر هم می شود.مردی که برای نوشتن حتی چند خط باید تن نحیف خود را بارها و بارها جابجا کند،مردی که حتی نمی تواند عقایدش را به زبان خودش بیان کند،مردی که حضور تن نحیفش را اربابان قدرت نمی توانند تحمل کنن.

جناب حجاریان عزیز به شما التماس می کنم،تن به اعتراف های اجباری دهید،والله هیچ یک از ما باور نخواهیم کرد که اعترافات شما در شرایط مطلوب بیان شده،همه ی ما نسل سومی ها می دانیم که آقا سعیدی که امنیت این مملکت مدیون اوست،اهل ساخت و پاخت با بیگانگان نبوده و نخواهد بود؛آقای حجاریان وجود شما برای اصلاحات و نسل من نعمتی بس بزرگ است،شما را به خدا به اعتراف های همراه به زور شکنجه تن دهید و جسم نحیف خود را برای ما به ارمغان بیاورید؛باور کنید ما حالا حالاها به شما نیاز داریم.آقای حجاریان در این مدت  نشد روزی رو شب کنم و تصویری از شکنجه ی شما در زندان در جلوی چشمانم نقش نبندد،چه از جان شما می خواهند؟مگر نه اینکه ادعای پیروی از مردی را دارند که حتی در عطوفت به قاتلش فرزندانش را سفارش فرمود؟اما نه،شما برای آنها از قاتل هم بدترید چرا که بر تئوری خفقان و تحجر تاخته اید،و اینان که تحجر را پرستش می کنند شما را قاتل تحجرگرایی و سلطه طلبی و در یک کلام خدایگان خود می دانند!


ابراهیم نبوی در روزآنلاین اینچنین نوشته اند:

چه کسی ندا را کشت؟

روزنامه سپاه: بی بی سی به اوباش پول داد و ندا را کشت.

سفیر ایران در مکزیک: سازمان سیا ندا را کشت.

خبرگزاری رسمی ایرنا: تک تیرانداز منافقین ندا را کشتند.

امام جمعه تهران: خود اغتشاشگران ندا را کشتند.

پزشک ندا: بسیجی ای که ندا را کشت دستگیر شد و کارتش موجود است.

نتیجه گیری: یک بسیجی تک تیرانداز نفوذی منافقین که دست به اغتشاش زده بود و جزو اوباش به شمار می آمد، از بی بی سی که توسط سیا اداره می شود، پول گرفت و بعد از کشتن او کارتش را به یکی از افرادی که در خیابان بودند داد و فرار کرد.

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:36 توسط قنبیت |

شاید اولم درباره ی عمل جراحی بود که قرار بود رو انگشتم انجام بشه ولی نشد و به تعویق طولانی افتاد.اتفاق دیگه امکانش بود زیر عمل بریم اونور بالاخره باید حلالیت طلبید دیگه!

شاید دوم مربوط به مسئله امنیتی بود که بدجوری به ما گیر دادن و بعد از 10روز تازه یه سری از وسایلام رو دادن،چپ و راست هم میگن شما تو ستاد موسوی فعال بودی!؟یکی نیست بگه مگه جرمه!

شاید سومم این بود که شاید عمل کنم و سالم بیام بیرون ولی خب نمیتونستم چند روزی بنویسم دیگه!

کار دستم بیخ پیدا کرده و کار به تهران کشیده،اونجام که وقت میدن واسه دوهفته بعد،منم یه سفر دارم تو این مدت که نمی تونم لغوش کنم،پس مجبورم عملم رو بندازم بعد از سفر.

اکثر دکترایی که قم رفتم نا امیدم کردن و گفتن انگشتت به حالت اول برنمیگرده،روزی که رفتم تهران حسابی خودمو باخته بودم ولی اونجا یه چیزایی دیدم که بارها و بارها خدارو شکر کردم.خدا همه مریضارو شفا بده.

راسی چرا بیشتر دکترا آدمای گند اخلاق و خودبزرگ بین هستن؟چرا رفتار اجتماعیشون در حد صفره؟چرا دیگه علنا زیر میزی می گیرن؟

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 2:3 توسط قنبیت |

حلالم کنید.

به یک دلیل شاید نباشم که بنویسم.

به یک دلیل دیگه،شاید باشم و نزارن بنویسم.

شاید هم مدتی نتوانم بنویسم.

التماس دعا

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:55 توسط قنبیت |

«عوام زدگی بیماریست که حقیقت یک فکر و یا یک انسان را دگرگون میکند و در قالب فکر کوتاه خودش می ریزد و رنگ سنت ها وعادت ها و سلیقه ها و تربیت های شخصی خودش را به آن مکتب تازه واین مذهب تازه می زند و به کلی عوضش می کند؛معنای«اسلام پوستینش را وارونه و چپه تنش می کند»این است.یکی از مواردی که به عنوان نمونه برای عوام زدگی می توان گفت تلقی ای است که از انسان های بزرگ و شخصیت های برجسته ای که در مذهب وجود دارند،می شود.مجموعه آثارج26ص121»

«انقلاب به عبارتی انفجار تناقضی است که نمی توانست در جامعه ادامه پیدا کند. هرگاه جامعه ای در مسیر خود در گردابی فرو می افتد و حرکت آن متوقف و مواجه با سدی بزرگ می گردد حالت انقلابی فرا می رسد تا آن سد را بردارد و آن مذهب و مکتب فکری و جامعه ای که گیر کرده و متوقف شده است،دوباره در مسیر خودش بیاندازد اگر در چنین تنگناهایی انقلاب به ظهور نرسد جامعه یا مذهب در اثر رشد بیمارگونه آن علت مانع،به نابودی کشیده خواهد شد و اگر فرابرسد آن مانع را از بین می برد و تناقض را در مرحله ای حل می کند و جامعه در مسیر حرکتی هموار می افتد و مسیر جامعه غیر از مسیری خواهد بود که پیش از انقلاب داشته است.مجموعه آثار ج31-ص245»

*این روزها بقدری فکرم مشغوله که داشتم این روز رو فراموش میکردم،کاش می تونستم روح دکتر رو احضار کنم تا یه سری سوالاتی که ازش دارم رو بپرسم.خداوندا روحش را مورد لطف و رحمت بی پایانت قرار ده.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 21:44 توسط قنبیت |

بعد از ظهر ساعت5 توی صحن آیینه حرم شروع کردیم به زیارت حضرت معصومه(س)خوندن،بعد از اون رفتیم سراغ زیارت عاشورا.ماموران مخلص حتی نگذاشتند چندین خط باقیمانده تمام شود.به سوی مان حمله کردن و بردنمون.از دوستان شنیدیم که خانم ها کوتاه نیامدن و از مردم طلب کمک کردن.همین طور شنیدم که با زور باتوم خانم هارو یه گوشه جمع کردن و بعد ماشین آوردن تو صحن و بردنشون.در بین خانمهای بازداشت شده خانم های مسن(60ساله)هم بودن.چندتایی از بزرگترامون رو از ما جدا کردن و با چشم بند بردن!ولی مارو نزدن،هرچند یکی از دوستان وبلاگی هم کتکی خورد.پسر آقای صانعی که به همین منظور اونجا اومده بود،قبل از شروع مراسم گرفتن،هرچند اونهم کمی پررو بازی درآورد.

شنیده بودیم قدیم ترها در حرم تحصن می کردن و بست می شستن و ماموران رژیم به خودشون اجازه نمی دادن وارد حرم بشن ولی گویا این روزها حرمت معنایی ندارد!حتی حرمت حرم را نگه نداشتن چه برسه به زیارت عاشورا؟!

بعد از ماهم خیلی از جوونارو در نزدیکی حرم گرفته بودن،آنهم به جرم مشکی پوشیدن!

موبایل هایمان را هم ندادن؛به شدت دلواپس اون دوست وبلاگی و همکلاسی ام و شدیدتر از اینها نگران دختران خوابگاهی دانشگاهمان!خدا کنه نگرفته باشنشون،بیچاره ها باید خانواده هاشون از شهرستان بیان.

خدایا،خوب میدانی که ما نه اهانتی کردیم و نه شعاری دادیم،پس مکافاتی بس دردناک برایشان مقدر فرما.

بعدنوشت:آن دوست وبلاگی هم آزاد شده،البته شاید نخواد بگه که کتک خورده!

جالبه که در پانصدمین پستم باید از بازداشتم بنویسم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 2:17 توسط قنبیت |

قبل از هرچیز باید از بچه های تیم ملی بخاطر شجاعتی که بخرج دادن تبریک بگم.از ثانیه های اول که مچ بند کریمی رو دیدم موضوع واسم روشن شد.اما نکته مهم اینکه قبل از بازی درحالیکه داشتم همشهری جوان می خوندم،نیم نگاهی هم به شبکه خبر داشتم؛یک دفعه متوجه موضوع جالبی شدم.خسروی(گوینده)با پروفسر محمدی استاد رسانه در لندن ارتباط تلفنی برقرار کرد.استاد در ابتدای صحبت هاشون گفتن:کاش شما هم واقعیاتی که رسانه های بیگانه پررنگ میکنن نشون بدید تا اعتماد مردم جلب بشه.در قسمت دیگه ای در جواب سوال مجری گفتن:تجمع در همه جای دنیا طبیعیست و زمانی نیاز به مجوز داره که تعداد نفرات کمی باشه ولی در صورت نفرات خیلی زیاد نیازی به مجوز نیست.اینجا باز خسروی تو حرف استاد پرید و گفت:آیا در انگلیس هم این تجمع ها برگزار میشه؟برخورد پلیس چه جوره؟ استاد گفت:بله،در صورتیکه تجمع کنندگان از محیطی که براشون مشخص شده خروج کنن،پلیس دستگیر میکنه؛البته اینم بگم که برعکسشم هست اگر پلیس بی جهت تجمع کنندگان رو بزنه قابل پیگیریست.قیافه خسروی خیلی دیدنی بود.سریع حرفو عوض کرد و پرسید:وقتی رسانه های بیگانه مثل انگلیس اجازه نمی دهند خبرنگاران مادر اونجا فعالیت کنن،آیا ما نمی تونیم در برابر بزرگنمایی ها و اخبار مغرضانه شون از فعالیتشون در ایران جلوگیری کنیم؟استاد پاسخ داد:البته من ندیدم که اجازه ندهند خبرنگاران ما گزارش بگیرند ولی در صورت اینکار شماهم می توانید مقابله به مثل کنید!حسابی از این حرفها کیفور شدم،آفرین بر این پروفسوری که نمی شناختمش،کاش یکی فیلم این ماجرا رو گیر بیاره و رو نت بزاره تا همه چهره ی درهم خسروی رو ببینن.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:10 توسط قنبیت |

برادر و خواهرم،این روزها به شدت تمام از خودم خجالت می کشم،بارها خواستم این خجالت رو در وبم به اطلاع ات برسونم ولی لطف دولت دیکتاتوری دسترسی به وبلاگ رو هم نامقدور کرده بود.برادر و خواهرم شرمنده ام که در کمتر از 150کیلومتری تو باید در کنج خانه بشینم و با اینترنت نفتی تصاویر به خون کشیده شدن تورا ببینم،والله که شرمنده ام،کاش در قم هم ندای اعتراضی بلند میشد،هرچند که پریروز شد ولی بدون خبر قبلی.گاهی که فیلم هایی از شجاعت های شما رو می بینم،بیشتر از پیش از خودم شرمنده می شم.برادر و خواهرم می دانم که حسابی خسته ای و حوصله ی یه آدم کنار گود نشسته  رو نداری ولی بخداوندی خدا بدان که قلبم،ذهنم و روحم همه پابه پای توست.وقتی تصاویر کتک زدن خواهرانم توسط لباس شخصی هارو دیدم به خودم لرزیدم،وقتی تصویر تیر خوردنت رو دیدم،دیوانه شدم.برادر و خواهرم،شاید حال و روز تو بهتر از من باشد چراکه تو توانستی ندای اعتراض سر دهی ولی من محکوم به سکوت و فروخوردن بغض های نشکسته ام.برادر و خواهرم،خوب می دانم که چه دردی می کشی وقتی رسانه ی دیکتاتوری تو را اوباش می خواند،خوب می دانم با خود می گویی کاش تصاویر کتک خوردنمان را هم نشان می دادن،برادر و خواهرم منو ببخش که کنار تو کتک نخورده ام.برادر و خواهرم خوب می دانم که خوب میدانی:دست خدا بالاتر از همه دستهاست.


این روزها حالم از تلوزیون بهم می خوره،جالب اینه که حتی یک درصد هم احتمال تایید تقلب توسط شورای نگهبان رو نمی دن!تمامی بحثاشون با حامیان محمود و درباره ی موضوع ناممکن بودن تقلب در انتخاباته،چرا یکی از نماینده های کاندیدای معترض رو دعوت نمیکنن؟!آقای خامنه ای همچون بازی های اداری،در جواب میر گفته:بنده به شورای نگهبان تاکید می کنم به طور دقیق پیگیری کنند ..... ودر آخر این چنین گفته:به لطف خدا انتخاباتی کاملا صحیح را پشت سر گذاشتیم!!!وای به حال مراجعی که به خاک و خون کشیدن جوانانمان رو تماشا نشسته اند.امام کاظم(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده اند که:فقها تا هنگامیکه خود را به دنیا نفروخته اند،امنای پیامبران اند. سوال شد:چگونه در دنیا داخل می شوند؟حضرت فرمودند:وقتی که پیروی از حاکمان نمایند،در این حال بر دین خود از آنان بترسید.بحارالانوار-ج2-ص36

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 0:31 توسط قنبیت |

جناح اقتدارگرا با این چنین تقلب آشکاری پاسخی جانانه به عقده های فروخورده ی خود در این سالها داد:1-زدن رکورد خاتمی که البته بر اساس درصد بازهم سیدما سرتره2-کوبیدن کامل کروبی3-اعلام این نکته که تفکر اصلاحات در ایران کمتر از 15میلیون طرفدار داره

بی شک این آمار برای هیچ عاقلی قابل باور نیست:1-مهدی کروبی در الیگودرز کمتر از محمود رای آورده؟!2-موسوی در خامنه کمتر از محمود!؟3-رضایی در شهرستان خودش کمتر از محمود!؟

یکی از اقوام ما در محله ی سنتی قم رئیس شعب بوده ونتیجه شمارش با اختلاف دویست رای محمود پیش بوده و این در قم آنهم در محله ی سنتی یعنی پیروزی موسوی!

شنیده شده چندتایی از رئیس شعبه های قم که به نتایج اعتراض کردن،ناپدید شدند!

از دیشب عده ای معترض به نتایج اعلام شده در حرم تحصن کردن ولی صد حیف که می دانیم این گروه حاکم حسابی پرروست.

از دوحال خارج نیست یا سپاه کودتا کرده و رهبری رو هم محاصره کردن چراکه به دستورشون از ساعت 9صبح دیروز شمارش متوقف شده بود ولی یک ونیم دوباره آغاز شد، نکته قابل توجه اینکه ایشان قبل از تایید شورای نگهبان،نتایج رو تایید کردن. ویا اینکه متاسفانه ایشان هم در این رسوایی شریک اند!در هر دو صورت آقای خامنه ای کمتر از این چهارسال بر این کشور حکومت می کنن.

به قول بهنود حتی مقالات روز شنبه روزنامه های حامی دولت،نشانگر این موضوع بوده که شکست را قبول کردن وفقط به حضور مردم پرداخته اند!

دیشب تصاویر دلخراشی از تهران دیدیم،یاد تصاویر کتک زدن فلسطینی ها توسط اسرائیل که روتین وار از تلوزیون پخش میشه افتادم،مردم می خواستن جلو وزارت کشور تجمع اعتراض آمیز داشته باشند ولی نیروهای لبس شخصی و انتظامی ازشون پذیرایی میکردن ودرآخر هم اخبار ساعت دو مردم رو اغتشاش گر می نامند،بی شرف ها اگر شما ها مردم رو نمی زدید که اونها کاری نداشتن!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:59 توسط قنبیت |

آقا و خانمی که از محمود حمایت کردید،والله شما هم ازاین آمار در عجبید؛من نمی گم که حتما موسوی باید برنده می شد ولی آیا این فاصله قابل باور است؟کمی انصاف داشته باشید چرا از شب قبل انتخابات تمامی سایتهای میر حسین رو از دسترس خارج کردن؟چرا درست ساعاتی پس از اعلام سامانه پیامکی میرحسین مبنی بر اینکه کسانیکه به او رای میدهند به این شماره اس ام اس بدن تا آمار تقریبی رو داشته باشن،سیستم اس ام اس ایران قطع میشه؟آیا مردم باید بدلیل سوتی مسوئلین در مورد مهر نزدن تعرفه ها که قطعا عمدی بوده آراشون باطل بشه؟خداوند مکرشان را بخودشان باز میگرداند،یقین داشته باشید.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:23 توسط قنبیت |

222

12

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 14:1 توسط قنبیت |