زآستان رضایم خدا جدا نکند من و جدای ازاین آ ستان خدا نکند
زدامن کرمش دست التجا نکشم گدای،دامن صاحب کرم رها نکند
چه کسی می تواند سیمای او را نقاشی کند؟ روح شگفتی با چندین بعد،مردی که در همه ی چهره هایش به عظمت خدایان اساطیر است.انسانی که در همه ی استعدادهای متفاوت و متناقض((روح)) و ((زندگی)) قهرمان شمشیر و سخن خردمندی و عشق،جانبازی و صبر،ایمان و منطق،حقیقت و سیاست،هوشیاری و تقوی،خشونت و مهر،انتقام و گذشت،غرور و تواضع،انزوا و اجتماع،سادگی و عظمت و بالاخره انسانی که هست از آنگونه که باید باشد و نیست. چه می گویم مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت باید با سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید،اوکه با علی آشناتر است.

سلام،اميدوارم روزگار به كامتون باشه.اول ببخشید که مدت زیادی از آخرین بروز رسانیم گذشته دلایل مختلفی داشت که البته باید بگم تنبلی علت اصلی بود اما برای تبرئه باید بگم بعداز تموم شدن کاردانی تصمیم گرفتم کنکور انسانی بدم و این دو ماه آخر رو درس خوندم. بگذریم حالا برای اینکه کم کاریم رو جبران کنم چندتا کتاب در موضوعات مختلف بهتون پیشنهاد می کنم که توی تابستون بخونید.این کتابها هر کدوم به نحوی در جهت خودسازی موثر اند.
کتاب اول: تلخیص اصول عقاید_محسن قرائتی_نشر مرکز فرهنگی درسهایی ازقرآن
این کتاب با زبان و نثر بسیار ساده ی دارد در این کتاب آقای قرائتی به مسائل عقیدتی(توحید و نبوت و امامت...)از نگاه عقل و دین می پردازد و با دلایل عقلی فطری به شبهاتی که معمولا جوانان و نوجوانان دارند پاسخ می دهدو از تمثیل های زیبایی برای قابل فهم ترشدن استفاده می کند.ااین کتاب دارای دو نوع چاپ می باشد چاپ کامل که فکر می کنم حدود 500صفحه است اما چاپ کم حجم تر این کتاب با عنوان تلخیص اصول عقاید با263صفحه نیز در بازار موجود است.هرچند من با بعضی از صحبتهای آقای قرائتی مخالفم اما بی انصافی است که تلاش ایشون در عرصه ی معارف قرآنی وهمچنین نگارش این کتاب که از بسیاری جهات بی نظیر است را نادیده بگیرم.
کتاب دوم:تفکر زائد_محمد جعفر مصفا_نشر پریشان
این کتاب به بحثهای تفکر خود شناسی می پردازد.استاد مصفا در این کتاب به تووهماتی که فکر دچار می شود اشاره می کند وراه دستیابی به تفکر صحیح را نشان می دهد.به طور مثال اگر از راه رفتن شخصی بدتون میاد ایراد از شماست و توهم تفکر شما درباره راه رفتن.چون من هنوز این کتاب را کامل نخوانده ام قسمتی از مقدمه ومتن پشت جلد را برای دوستان بازگو می کنم.((شاید مطالعه ی این کتاب به گسترش آگاهی شما نسبت به "خود"کمک کند وتا حد زیادی بار رنج بار آنرا کاهش دهد.اگردر طریق آگاهی به رهایی مطلق از اسارت"خود"دست یافتید فبها واگر دست نیافتید به همان مقدار آگاهی وگسترش آن بسنده کنید وبه اینکه بار"خود"ضعیف تر شده است رضا باشید وبه مشیت خداوند توکل نمایید.
کتاب سوم:لذات فلسفه_ویل دورانت_مترجم عباس زریاب خوئی_شرکت انتشارات علمی فرهنگی
این کتاب به تفسیر فلسفی زندگی انسان وطبیعت با نثری ساده و روان می پردازد و پژوهشی است در سرگذشت و سرنوشت آدمی.ویل دورانت مسائلی چون فلسفه ی اخلاق فلسفه ی سیاسی و فلسفه ی دین را با زبانی قابل فهم برای نوجوانان و جوانان برسی می کند.جالب است بدانید چاپ اول این کتاب در سال 1344بوده است وهنوز هم تجدید چاپ می شود
امیدوارم از خواندن کتابها لذت ببرید.


اللهم عجل لولیک الفرج
نمی دونم تا حالا به برنامه هایی که از رادیو و تلوزیون در رابطه با احکام اسلامی پخش می شود توجه کردید یا نه؟یکی از این دست برنامه ها برنامه ی زلال احکام شبکه سه است چندین بار که این برنامه رو می دیدم متوجه سوال هایی از طرف مردم شدم که واقعا تاسف برانگیز بود، البته نه برای سوال کننده بلکه برای برخی از آقایونی که توی حوزه های علمیه بخصوص قم مشغولند،برای این نمی گم مشغول تحصیل چون اگر بودن که نباید بعد از گذشت سی سال از انقلابی که به نام اسلامی مزین شده این وضعیت مردم باشه حداقل از نظر دانستن احکام؛ در یکی از برنامه ها خانمی تماس گرفته بود و می پرسید آیا دایی شوهرم به من محرم است؟ باردیگر خانمی می پرسید نماز مسافر که شکسته است اگر قضا بشه و بگرده به وطن باید نماز قضا رو کامل بخونه؟
من اصلا به سوال کننده خرده نمی گیرم هرچند با امکانات امروزی او هم بی تقصیر نیست بلکه از طلبه هایی که توی قم درس می خونن می پرسم شما که برای گسترش اسلام اومدید درس حوزه می خونید پس چرا بعد ازپایان سطوح حوزه به شهر خودتون بر نمی گردین؟الحمدالله دیگه تمام شهرهای ایران حوزه داره بابا تو شهر خودت درس بخون یا حداقل بخاطر درس خارج ودیگرمسائل قم نمونید باور کنید اگر برید شهر یا روستای خودتون هم بهتر می تونید به وظیفه اتون عمل کنی هم کمتر وارد سیاسی بازی های حوزه می شوید.
اما نکته اینجاست که این آقایون دیگه همچین اهدافی ندارند این اهداف حتی اگر اولش هم در روحیه ی این جنابان باشد ولی حداکثر تا سال اول حوزه حفظش می کنند و بعد وارد سیاسی کاری ومست امکانات بی شمار قم که فقط به این قشر اختصاص دارد می شوند و همین جا می مونند و حتی یادی از هدف لباسی که بر تن دارند نمی کنند.
اینم بگم که منظورم تمام طلبه ها نیست ولی بی شک اکثریتشان را شامل می شود.
یاعلی
۱۳
همه ی شما رخشنده اعتصامی متخلص به پروین را می شناسید.پروین را بی شک باید بزرگترین شاعره ی زبان فارسی دانست.شعر پروین محکم و پربارودر عین حال دارای زبانی بسیار ساده و دلنشین است.دربیت بیت اشعار پروین عواطف و احساسات انسانی موج می زند.پروین همچون معلّمی فرهیخته با خواننده ارتباط برقرار می کند و دلسوزانه لب به نصیحت های حکیمانه می گشاید که این خود دلیلی بر روح وسیع واندیشه های بلند اوست.
پروین بسیار استادانه از عنصر جان بخشی به اشیاء در بیان پندهای خود استفاده کرده است وجالب اینکه بیشتر، اجسامی را انتخاب کرده که خود به عنوان یک زن با آنها سروکار داشته است.در بیشتر اشعار اعتصامی فضای گفتگوی دو طرفه حاکم است که این گفتگو ها گاهی میان جوانی و پیری است، گاهی هم میان دو کبوترو حتی گاهی هم میان نخی وسوزنی.
همه ی این ظرافتهاست که شعر پروین را برای خواننده دلنشین و قابل فهم می سازد.بانو اعتصامی در۲۵اسفند ۱۲۸۵در تبریز بدنیا آمده ودر نیمه شب شانزدهمین روز از بهار۱۳۲۰چشم از جهان فروبست.
آرامگاه این بزرگ بانوی شعر وادب فارسی در بقعه ای در صحن اصلی حرم مطهر حضرت معصومه(س) قراردارد..در زیر چند بیتی از شعری که پروین برای سنگ مزارش سروده است به شما دوستداران شعر فارسی تقدیم می کنم:
اینکه خاک سیهش بالین است اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است
روی صحبتم بیشتر با قمی هاست.ازاین جهت که توی قم حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان تائید صلاحیت نشدند وهمچنین اهمیت بیش از پیش تهران که حاصل قدرت گرایی دولت نهم است،به شما همفکران همشهری پیشنهاد می کنم در انتخابات تهران شرکت کنید.
امیدوارم مجلسی انتقادی وکارآمد در پیش باشد.
در این پست قصد دارم، شما را با یکی از بهترین داستان سرایان ادبیات داستانی کشورمان آشنا کنم.
"صادق چوبک" در 12 تیر 1295در بوشهر متولد شد. بیشتر داستان های چوبک حال و هوای جنوب و زادگاهش را دارد.داستان های چوبک به ریزترین وپیدا ترین روابط احساسی و عاطفی بشر که کمتر آدمی متوجه ی آنهاست پا می گذارد.زیبا ترین داستان ها ورمان های چوبک عبارت اند از:نفتی، مردی در قفس، انتری که لوطیش مرده بود،روز اول قبر،یحیی،عروسک فروشی،چرا دریا توفانی شده بود،توپ پلاستیکی(نمایش نامه)،سنگ صبور(رمان)،تنگسیر(رمان)و... .
چوبک در 12 تیر1377در حالی که بینایی اش را ازدست داده بود،در امریکا درگذشت وجسدش رابنابر وصیّتش سوزاندند.
در این مطلب کتاب تنگسیر رو به شما معرفی می کنم.تنگسیر خود لغتی محلی به معنای مرد یا زن اهل تنگستان می باشد.داستان تنگسیر در حال و هوای زادگاه چوبک یعنی بوشهر در زمان حضور استعمار گونه ی انگلستان در این منطقه،رخ می دهد.ماجرای مردی روستای که برای گرفتن حق خود به گونه ای دیگر عمل می کند وحتی از جان خود در این راه می گذرد.چوبک با تسلطی که بر اصطلاحات محلی بوشهر دارد خواننده را براحتی به فضای جنوب می برد واستادانه داستان را پیش می برد.نکته مهم در آثار چوبک بخصوص تنگسیر استفاده از زبان گفتار در نوشتار است وحتی در پایان این کتاب چوبک می نویسد:«این را فاش می گویم که برای غَنای ادیات خود ناچاریم آنچه که در گفتار بکار می بریم در نوشتار نیز بکار بریم.»
چوبک در پایان کتاب اصطلاحات محلی مورد استفاده در تنگسیر را توضیح داده داده است.این کتاب برای علاقه مندان به اقوام ایران بخصوص جنوب بسیار مفید است.
اگر مایل به خواندن آثار چوبک و بزرگان داستان نویسی ایران هستید،لینک های زیر برای شما مفید خواهند بود.
۱ـ پایگاه آثار چوبک ۲-شورای گسترش زبان فارسی ۳ـداستان حرفه ای
در پایان امیدوارم به نویسندگان بزرگ ادبیات خودمان از جمله صادق چوبک بیشتر از پیش توجه کنیم.
آهوی دلم در خم زلف تو اسیر است ضامن شو ازاین دام رهایش ننمایند
توی این پست قصد ندارم به انقلاب بی حرمتی کنم فقط می خوام سوالاتی که توی ذهنم بوده و هست رو با شما در میون بزارم.همیشه توی ذهنم این سوال بوده که چه طور می شه یه خلبان خارجی توی شرایط حاد اون زمان که حکومت اعلام کرده بود هواپیما رو می زنه حاضربشه پرواز کنه؟ یا چه طور می شه حکومت هواپیمای امام رو نمی زنه؟ یااصلا چه کسی هماهنگی پرواز اختصاصی رو انجام می ده؟
این جوری که من خبر دارم و تو عکسها دیدم هواپیما دربست در اختیار امام و همراهان بوده.البته اگر چاشنی معنویت رو به این مسائل اضافه کنیم سوالات من هم به جواب می رسد. یه نکته ی دیگه هم که ذهن من رو حسابی مشغول کرده اینه که شاه درسته که خیلی کشتار کرد ولی باز هم اگر می خواست می تونست بمونه و بکشه.اینجور که نظام الان می گه شاه حسابی تجهیزات نظامی داشته و حتی از حمایت امریکا و دیگر غربی ها هم برخورداربوده پس اگر می خواست می تونست بیشتر بمونه. به عبارت بهتر شاه نمی خواست به هر قیمتی بمونه ویا شاید بالاسریاش دستور دادن: برو این حکومتی هم که داره میاد مال خودمون می شه.
کار من نیست که کلافهای بهم پیچیده ی انقلاب رو باز کنم ولی نظرم اینه که امام و مردم هدفهای والایی رو دنبال می کردن.مثلا یکی از این هدفها که امام هم خیلی روش تاکید داشت عزت ایرانی بود همه ی شما ازماجرای مبارزه ی امام با کاپیتولاسیون امریکایی مطلع هستید ولی قرار نبود کاپیتولاسیون آخوندی جای کاپیتولاسیون امریکایی رو بگیره! در حالت خوشبینانه بگم اطرافیان امام نگذاشتن امام انقلاب رو همان طوری که مردم می خواستن پیش ببرن و انقلاب رو منحرف کردن و شاید هم به غربی ها واگذار کردن.
اینم بگم اگر من می گم امام هدفش با این آقایونی که الان همه کاره ی انقلاب هستن فرق داشته به این معنی نیست که امام اشتباه نداشته البته امیدوارم اشتباهات امام سهوی بوده باشه.توی پستهای بعدی می خوام ماجرای بزرگترین مرجع اون زمانها که پس از انقلاب بدلیل اختلافاتی که با انقلاب منحرف شده پیدا کرد مورد بی حرمتی قرار گرفت رو باز گو کنم.راستی شما می دونید منظورم کیه؟اگر می دونید بگید چون خیلی مهمه برام که ببینم کسی می شناسه اون شخص رو یا نه؟
به امید اینکه روزی این نظام واقعا جمهوری اسلامی بشه!
ممنون از توجه شما
ببخشید،خیلی وقته آپ نکردم قول میدم جبران کنم.در ضمن شهادت زیباترین روح پرستنده ،حضرت زین العابدین امام سجاد(ع)رو به شما خوبان تسلیت میگم با کلامی از ایشون: ((من پسر آن آقایی(حضرت محمد(ص))هستم که فرشتگان آسمان به اواقتداکردند. قسمتی از خطبه امام سجاد(ع) در مجلس یزید))
ما ایرانی ها تا کسی نمیرد،سراغی ازش نمی گیریم،اینم یکی از همین موارد.از این شعر قیصر خیلی خوشم اومد گفتم شما هم بخونید.
اخوانیه(برای سیدحسن حسینی)
چراعاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هرنماز
دورکعت گلی را عبادت کنبم؟
به هنگام نیت برای نماز
به آلاله ها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو ازنی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینه ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
امیدوارم بتونم دوباره در خدمت شما دوستان باشم.راستی سالگشت وفات علامه طبابائی(۲۴آبان)وهمین طور نیمایوشیج رو تسلیت می گم.
التماس دعا
مدتها بود می خواستم نقدی ـ که بازهم بر غیر حرفه ای بودن آن تاکید می کنم ـ بر آثاردکتر بنویسم.این نقد غیر حرفه ای شامل نظرشخصی من دراین مورداست.اگر من از دکتر انتقاد می کنم دلیل بر این نیست که قوت های دکتر راکه بسیار بیشتر ازضعف های ایشون است را قبول ندارم.
من هر چه کردم نتوانستم جهت گیری فکری دکتر رو بطور دقیق بفهمم.دکتر به تمام جهات«جستجوگری در مسیرِ شدن»*بود.انسانی که در تمام زندگی اش درجست و جوی حقیقت بود.امروزفلان مسئله برایش مهم بود و فردا همان مسئله برایش بی اهمیت.امروزفلان حقیقت برایش اثبات می شد وفردا حقیقتی دیگر؛واین یعنی پیمودن راهی که به انسان شدن منتهی می شود.دکتربنابر نیاززمان خود اساس نگارش بعضی آثارش(سخنرانی،مقاله،کتاب و...)را بر جهاد گذاشته است که به نظر من درزمان ما نیاز به اساس دیگری است.البته نمی گویم که الان اصلا حرفی از جهاد زده نشود!به نظرم این گفته شامل حال کلیه ی آثار دکتر نمی شود«کتاب علی،کتاب امروز،کتاب فردا.»
البته ازسوی دیگر آثار دکتر در ضمینه های شناخت بزرگان اسلام در نوع خود بی مانندوهمیشگی است؛هرچند در آنها هم به همان دلیل مذکور بیشتر روی جهاد وظلم ستیزی وجنگ زوم می کند....
می خوام موضوع جدیدی به نام دل نوشته رو به موضوعات وبلاگ اضافه کنم،که خود این موضوع شامل:عکس،شعر،مسائل اجتماعی،معرفی کتاب...و خلاصه هرچی دلم نوشت. می خوام یه انقلاب توی وبلاگم بکنم.امیدوارم بدتون نیاد.
موفق باشید
نمی دونم سخنرانی احمدی نژاد رو در جمع ایرانیان مقیم نیویورک شنیدید یا نه.اگر نشنیدید یا اینکه شنیدید و به این نکته ی که می خوام بگم توجه نکردید حتما بشنوید.
احمدی نژاد در میان حرفایش از شخصی سخن می گفت که با وجود مشکلات با جمهوری اسلامی نامه خطاب به بوش نوشته و گفته در مسئله ی هسته ای نمی توانید با ایران مقابله کنید وگفته من خودم با تمام مخالفتهای که با جمهوری اسلامی دارم اگر جنگ بشه میرم می جنگم.
احمدی نژاد در ادامه گفت:این شخص خیلی به آمریکا هشدار داده که ایران به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن در مسئله ی هسته ای نیست.
به نظر شما احمدی نژاد از چه کسی سخن می گفت؟
حسین درخشان نمونه ی کامل افراط،کسی که هیچی این نظام رو قبول نداشت یکدفعه سر از سپاه احمدی نژاد در آورد.بالاخره حسین درخشان هم به آرزوش رسید و مرادش غیر مستقیم ازش تمجید کرد.
خدایا عاقبتمون رو به خیر کن.
داشتم نشست خبری احمدی نژادتوی مهرآباد رومی دیدم.واقعا این آدم چی فکر می کنه.طوری حرف می زنه که انگار دورازجون،مردم گاوندو حالیشون نمی شه داره چرت می گه!من که نتونسم بیشتر از چند دقیقه تحملش کنم.
یکی از حرفاش این بود:تعداد کمی که بیشتر از اروپا آورده بودنشون و حتی نمی دونستن چه خبره وفقط بهشون گفته بودن اعتراض کنید توی محوطه ی دانشگاه بودن و اعتراض می کردن ولی در مقابل بسیاری آدم فرهیخته درداخل سالن بودم که حتی بیشترشون اعلام حمایت می کردن از حقوق و آرمانهای ملت ایران واز ما راهنمایی می خواستن...
نکته اول اینکه ایشون عادت دارن که تعداد مخالفینشون رو کم ببینن و اونارو دست نشانده ی این و اون بدونن.نکته دوم هم اینکه شما می تونی مملکت خودتو که داره هرروز بیشترتوی باتلاق تحریم فرومی ره رونجات بده نمی خوادبقیه رو راهنمایی کنی.
ولی در کل از این که این آقا می رند نیویورک خوشحالم میدونید چرا؟چون بالاخره تلاش های خاتمی برای اینکه اینا بفهمم باید توی مجامع بین المللی حرف زد،به بار نشست. یادتون هست که همین تیپ آقایون چه جور به آقای خاتمی بدوبیراه می گفتن برای اینکه رفته امریکا؟حیف که بعضی نگذاشتن خاتمی تو اون سالها که دست امریکا برای آشتی دراز بود، توی سازمان ملل با کلینتون روبرو بشه،شاید اگر روبرو می شدن ودست می دادن الان خیلی اوضاع فرق می کرد.حیف که نگذاشتند حیف...
به عنوان یک جوان ازتمام متفکرین ومحققین در مسائل فلسفه اسلامی،عرفان اسلامی،فقه اسلامی و... شکایت دارم.من یعنی بیشترجوانان ونوجوانان هم نسلم!
چرا نباید آثاری در این ضمینه ها داشته باشیم که به دردافرادی که مثل من به طور تخصصی دنبال این مسایل نیستند،بخورد. تمام آثار شما برای کسانی نوشته شده که در این ضمینه فعال اند.چرا کتابی ننوشته اید که حتی نوجوان۱۳ساله هم بتواند باعرفان اسلامی آشنا بشود و با آن رشد کند؟چرا کتابی ننوشته اید که درعین سادگی ویا حتی دنبال کردن ماجرای داستانی، فلسفه ی اسلامی رابه نسل من برساند؟
چرا شمای متفکر تمام آثارت را برای اشخاص متخصص نوشته اید؟ در حالی که این افراد معمولا سنشان به حدی است که دیگر طرز تفکرو خداشناسی و عقایدشان شکل گرفته وتغییر آن کاریست بس دشوار.
کاش شمای نویسنده ومحقق و متفکرازسنین پایین شروع به آشنایی نسلها با عرفان وفلسفه ی اسلامی می کردید؟کاش من و هم سن های من حداقل به اندازه ی شناختی که ازعرفان کوئلیوداریم،ازعرفان ابن عربی و مولاناهم داشتیم؟در حالیکه کوئلیوخود وام دار مولانای ماست؛ولی چه کنیم که نویسندگان مسیحی سفره ای عرفانی وفلسفی برایمان پهن کرده که شمای مسلمان نکرده اید پس چه زمانی می خواهید دست به کار شوید؟اینجاست که متوجه ی آن همه اصرار دکتر شریعتی در باب نگارش آثاراسلامی که به درد نسل جوان بخورد می شوم.
آقای خسروشاهی گفت:آقای مصباح رفته منبر وعلیه دکتر شریعتی صحبت کرده،طلبه ها گفته اند تورا چه به دکتر شریعتی؟
آقای مطهری خندیدند وگفت:بله،آقای شریعتی اشتباه دارد،اما نه چیزی که آقای مصباح متوجه شود.
بار دیگر شریعتی- دکتر محمد مهدی جعفری»
وقتی این خاطره ر امی خوندم،این سوال خیلی ذهنم را مشغول که در زمان ما،مخالفان این قدر منصفانه با هم بر خورد می کنند؟با اینکه شهید مطهری در بعضی مسائل علمی با دکتر اختلاف داشتند ولی جانب انصاف را رعایت کردند.
در حالی که در این زمان مخالف حتی فرصت خواندن آثار فردی که با او مخالف است را به خود نمی دهد و به سادگی بر اساس نظرشخص سومی که معلوم نیست غرضی دارد یا نه،حکم بر بی دینی مولف می دهد.